گم شدهها

چند هفته پیش روزهای بودند که من از دست زمین و زمان شاکی بودم مدام بی تابی می کردم و نمی دانستم چی می خواهم دیدن صحنه های از ایران و خواندن مطالب گوناگون خیلی بی تابم کرده بود. بعد از مدتها دوری تصمیم خودم را گرفته بودم که به دیدن خانواده برم اما امروز با دیدن چند تا عکس و یکسری خبر حسابی سر در گم شدم فکر اینکه بخواهم خودم از نزدیک شاهد چنین صحنه های باشم تمام تنم را سرد می کند آرام به خودم می گویم چیزی نیست بعد از هر مشکلی روزهای خوبی هم نهفته است اما چیزی که مسلم است این است که گاهی تمام کلمات عالم هم نمی توانند آدم را در یک لحظه ناآرام آرام کنند

چرا همیشه گمان می کنیم حق با ماست ... چه خوب است لحظه ای سکوت کنیم و کمی بالاتر برویم و از آ ن بالا دوباره نگاه کنیم شاید حقیقت چیزی غیر از باورهای ماست ...

بزرگترین آرزویم زندگی کردن در میان مردممان است و بزرگترین اندوهم حقیقتی است که در بین این مردم گم شده است ....

چرا دوست داشتن را دیگر باور نداریم مگر آیا بدون دیگران ما مفهومی خواهیم داشت چرا باید همیشه فردی را آزرده کنیم بخاطر باوری که چون غده ای در ناخوآگاه ما ریشه زده و بوی یک ستم هزار ساله دارد ....

بین این همه زدنها , بردنها , تحقیرها , زخمها , سکوتها , شکستنها , فنا شدنها , آرزوها , نفرینها , ناامیدیها و تسلیمها سهم ما چیست؟

چه بسا که هر دو مظلوم و ظالم خود را بی گناه می دانند و این نهایت نیرنگ است...

در انتظار روزی هستم که بتوانم دوباره تولد رابطه ام را جشن بگیرم .....

کاش می دانستم حس قدرت طلبی از چه قسمت از وجود بشر زاییده شده است و کاش می دانستم که چرا حقیقت خود را از چشم مردم شهر پنهان می کند به گمانم باید در کوچه های زندگی تربیت را با رابطه جانشین کرد تا همه مردم بتوانند حتی یک شب هم شده آرام بخوابند...

/ 8 نظر / 13 بازدید
rootoosh

پاشو بيا . زياد اين خبرارو جدی نگير اينجا مثل هميشه هست. بيا بريم پيش شاپور يه بندری بزنيم. راستی ميدينستی تمام پياده رو خيابون وليعصرو باز سازی کردن .

مريم

سلام محمد جان ببين من با طرح بد حجابی موافق نبودم ولی اين طرح ارازل و اوباش خيلی خوبه چون خيلی ها بايد ماستشونو کيسه مس کردن يکی از همين آشغال ها مو های يه دختر رو که بلند بود و از رو سريش بيرون بود با فندک آتيش زد يا يکيشون ۳ سال پيش به خواهرم تيکه انداخت وقتی اعتراض کردم دماغو و فکمو شکوند کسی هم جرات شکايت نداشت اين ارازل حقشونه تو هم بيا ايران چون اينطوری آروم می شی مهم اينه که خوانوادتو ببينی سر بزن به من

صدف

سلام. چقدر تاخير دارم! اول اون متن پايين رو خوندم. ديگه به شنيدن اينکه همه جای دنيا به چشم جنايتکار نگاهمون می کنند و هستيم! عادت کردم اما تعبيرت برام خيلی جالب بود. گربه ای که گير افتاده و از ناچاری به همه جا چنگ می زنه اما روزی ملوس بوده! و هنوز هم اگه فضا بهش بدن ملوس ميشه اما عده ای از چنگ زدنش بيشتر سود می برند که متاسفانه الان همون عده تصميم گيرنده هستند! تا سرآمد اين همه انتظار چه شود! درمورد ايران هم نترس! مردم ايران دوست دارن تحقير شن! اين رو عادی می دونن! اگه بهشون بها بدی و بهشون احترام بذاری با شک و ترديد نگات می کنند که چه منظوری داری! تا بعد!

اشك

سلام... منم کاملا با اين حرکت مخالفم... هر چيزی واسه خودش مجازاتی داره... مسلما مجازات اينا اين نيست که ای کارارم باهاشون بکنن... از این بدتره ها ولی اين نيست... (اشک نوشته) بروز شده... خواستی بيا... تا بعد...

صدف

اول که اومدم اين شکلی شدم بعد اين شکلی بعد اين شکلی حالا اين شکلی ام آخه اومده بودم يک چيز جديد بخونم اما تو همون نوشته های قديمی چيزهای تازه پيدا کردم! انگار برداشتم از کلماتت به حال و هوای اون لحظه ام بستگی داره!

الهام

سلام با مطلبي در مورد انرژي حياتي به روز هستم

سلام...من متاسفم...و ميگم کاش دختر بودی...دختری که بهت تجاوز کنن...و انوقت...نظرتو بگی...البته به نظر من اين دخترها خودشونم مقصرن...برای همه ی کسايی که دلشون به حال اينا ميسوزه...متاسفم...گرچه آبروريزی خوب نيست ولی خدا گفته...آبروريزی نکنين...که بد آبرو تو ميريزم...

سید یوسف سعیدی

سایت رسمی استاد شهریار تاسیس شد لطفا دوستان عزیز لینک سایت شهریار را با عنوان (( سایت رسمی استاد شهریار )) در سایت یا وبلاگ خود قرار دهند و از دوستانی که قصد همکاری دارند تقاضا میشود با ایمیلهای زیر تماس بگیرند: info@shahreiar.org ostad.shahriyar@gmail.com http://www.shahreiar.org http://shahreiar.org