هانامی

چند روزی هست که مدام اضطراب دارم اما نمی توانم علتش را پیدا کنم مدتها بود که دچار چنین حالتی نشده بودم لااقل از زمانی که از ایران خارج شدم به کلی این حالت را فراموش کرده بودم کمی توی خیابان قدم می زنم تا شاید حالم درست بشود اما فایده ندارد مدام توی دلم می خواهم زود توی همان چهار دیواری خودم بر گردم توی پارک نزدیک خانه جمعیت بیداد می کند آخه الان مردم برای مراسم هانامی (بیرون آمدن شکوفه ها) بیرون می آیند و زیر درختان پر شکوفه می نشینند و تا نیمه های شب با خوردن مشروب و تنقلات وقت می گذرانند ولی من اصلا نمی توانم آن همه ژاپنی را یک جا با هم تحمل کنم آه فکرش هم اذیتم می کند توی راه برگشت خانه سری به کلوپ فیلم می زنم مدتها است می خواهم فیلم بعد از ظهر سگی آلپاچینو را ببینم توی کشوها دنبال فیلم می گردم انبوه فیلم بزودی خسته ام می کند کنار پیش خون میام و اسم فیلم را به انگلیسی به مسئول آنجا می گویم او هم با چشمانی گرد انگار که دارد با روح حرف می زند به من نگاه می کند و به ژاپنی می گوید ببخشید دوباره بگویید و وقتی من دوباره می گویم می گوید اسم ژاپنی فیلم را بلد نیستید هرچه سعی می کنم به او حالی کنم فایده ندارد خیلی خسته ام می کند بلاخره هم منصرف می شوم باید برگردم حانه شاید اگر زود بر گردم خانه و بخوام حالم فردا بهتر باشد امیدوارم......... کاش مادرم به ایران بر نمی گشت خانه خیلی خالی شده ..... خانه خیلی خالی شده  ...... --آسمان آبی , خورشید درخشان  و نسیم ملایم بهاری بوی طراوت و زندگی در همه جا پخش می کنند اما ذهن خسته من تنها دنبال گوشه آرامی می خواهد شاید بتواند از پنجره سکوت خانه کودکی را ببیند-- .... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اگرمطلق را ده بارآرام برای خودت تکرار کنی می بینی این کلمه معنی خودش را از دست خواهد داد به کلمه ای نا آشنا تبدیل می شود ...

 

توازن زندگی بسیار حیرت انگیز است حتی از یک لحظه کوچک شادی تو غافل نمی شود تا روزی با اندوهی تعادلش را برقرار کند ....

 

بر خلاف طبیعتت شنا کردنچقدر دشوار است و بازگشت این مسیرمشکل تر ....

 

علاقه سه جنبه عادت , حقیقت و نیاز دارد بیشترین علاقه تو به چه چیز است ... ؟

 

نمی خواهی با کسی حرف بزنی یا حتی کسی را ببینی ... می خواهی مدام در جمع باشی و با حرفها و سخنها تمام شب را به صبح برسانی ... هر دو آدم تو هستی در دو مکان و زمان متفاوت که هر یک از دیگری تاثیر گرفته است ...

 

هیچگاه فرق بودن با شدن را ندیده نگیرید تا زمانی که باور دارید هستید رشد وجود دارد و زمانی که بخواهید بشوید رشد متوقف شده است ...

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
ana

سلام خيلی زيبا بود ايکاش من جا يتو بودم بين اونهمه ادم ناشناس شايد اونطوری بيشتر خودمو اشکار ميکردم ميخنديدم متانت ساختگيمو کنا رميذاشتم وب ازبون بين المللی نگاه باهاشون اشنا ميشدم

ana

دوباره سلام اين انا پر حرفه اخه در ضمن راست ميگی ادما اگه اون واقعيت پنهانی وجودشونو رو کنن خيلی زود جذابيتشون از بين بره اينو بارهاامتحان کردمجادوی ادما زود گذره

مريم

سلام.يه دفعه خودت به من گفتی:آدم هر کاری بخواد ميتونه انجام بده وحتی ميتونه تصميم بگيره چه احساسی داشته باشه تصميم بگير ...ونذار احساساتت عذابت بده به اميد ديدار

kharere

سلام.بيشترين علاقه من به حقيقت است. همانا که تو چون کفه ترازو ميان شادی وغم اويخته ای و هر چه غم ژرفتر وجود شما را می کاود گنجایشی فراختر برای شادی خواهید داشت و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود .موفق باشید.

sara

سلام . اميدوارم سال خوبی در پیش رو داشته باشید. درباره علاقه سوال کردید . به نظر من علایق هر کس بر می گردد به کمبودهای او و آرزوهایش . دوستی داشتم که می گفت : عشق یعنی نرسیدن . اگر رسیدی دیگه عشق نیست . حالا اگر ما به ارزوهایمان برسیم فکرنمی کنم دیگه مثل قبل به آنها علاقه ای داشته باشیم.

عادل

سلام ... اين روزا اکثرا به درد تو دچارند آدميان ... اميد که به ساحل آرامش برسی ...