يک پله

مدتها بود که دوست داشتم برگردم و چندتا از داستانهای قدیمیم را بخوانم بلاخره داستان  انتظار را انتخاب کردم کاش در وقت بهتری آن را خوانده بودم تازه داشتم آرام می شدم ...... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  • اگر روزی گمان کردی که در پایان راه قرار داری بدان آن لحظه ای است که دری به سوی تو گشوده شده است تنها تو از وجود او قافلی راه یافتن آن تلاشی دوباره است از جنس عمل.......
  • آخری نتیجه ای که انسان در فکر کردن به آن می رسد این است که با فکر کردن هیچگاه نمی توان معنای بودن را پیدا کرد ......
  • آیا می دانی چه رابطه ای  بین یک تصویر زیبا از یک خاطره قدیمی با یک تصویر زیبا از یک آرزوی تحقق یافته در آینده وجود دارد من تنها می دانم هر دوی آنها به نوعی معنای زندگی را با خود حمل می کنند .....
  • تنها در یک رابطه کوتاه بود که دوباره احساس کردم وجود دارم ... مگر وجود داشتن چیزی جز این روابط کوتاه است ...
  • جای می خواندم اثری که انسانها بر روی محیط اطراف خود می گذارند خیلی قوی تر از بزرگترین نیروهای طبیعت است که تا به حال شناخته شده است .... تکلیف ما چیست در میان این همه نیروی سرگردان اطرافمان که گاهی سازی مخالف با ما دارند ....
  • همه چیز زیبا است اگر ما بخواهیم و همه چیز فانی است اگر ما ببینیم .... براستی این من است که به تمامی این چیزها حقیقت می دهد .....

به آرامی برگشتم کوله ام را روی تخت رها کردم خانه درست مانند لحظه ای بود که صبح ترکش کرده بودم گوشه ای نشتم دوست نداشتم به آینه روی دیوار نزدیک شوم نمی خواستم دوباره ببینم که زمان برای من سپری شده است . ولی آیا زندگی همین طور قرار است ادامه داشته باشد اگر اینطور است که پایانش همین امروز است یا شاید دیروز بوده است و حتی می تواند همین لحظه باشد پس آن همه بودها چه و آن همه باید ها برای چه ... همان گوشه دراز می کشم چشمهایم را می بندم تا بخوابم شاید وقتی بیدار بشوم کس دیگری باشم در جای دیگر ......

 

_____________________________________________________________

حال بشنوید از دوستی دیگر ......

نیک بودن و به نیکی گرائیدن دو امر متفاوت است شکوفائی نیکی به معنی گرائیدن به نیکی نیست. گرایش به نیکی انکار نیکی است. بهتر شدن انکار آنچه هست می باشد ....... بهتر ،  آنچه هست را دچار تباهی می سازد. نیک بودن در اکنون است ، ولی نیک شدن در آینده است و این آفرینش ذهنی است که دربند باورها ، یعنی گرفتار فرمول مقایسه و زمان است. هنگامی که سنجش در کار باشد ، نیکی نخواهد بود ..........

/ 5 نظر / 4 بازدید
آرش

عشق در نخستين نگاه وجود دارد. عشق در نخستين نگاه شناخت است. آدم و حوا ابتدا بصورت يك جسم آفريده و سپس به يك مرد و يک زن منشعب شدند. جستجوی يار بشرح اين انديشه، رسيدن به آن نيمة از دست رفته است.

zahra

اگر عشق نبود به کدامين بهانه می گريستيم و می خنديديم؟ کدام لحظه ناياب را انديشه ميکرديم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آورديم؟ آری! به گمانم پيش از اينها مرده بوديم اگر عشق نبود /من آپم ومنتظر/موفق باشيد

آرش

يهنی چه؟ اگری نميتوان باشد. عشق هست.

goli

همه داستاناتونو می خونم خيلی خودمونی وساده هست . اين اتفاقا واقعی ؟ يا خيالی