شب ايرانی

ماه  ژانویه با تمام مشکلاتش بلاخره تمام شد اصلا فکر نمی کردم این ماه تمام شدنی باشه خلاصه خیلی سرویس شدم هم کارام خیلی عقب افتاده بود و هم اینکه کلی کار جنبی و مسائل مختلف با هم پیش امد ....البته این ماه با تمام سختی های که داشت چند تا اثر ماندی برای همیشه تو من باقی گذاشت اولیش مهمانی بزرگ شب ايرانی بود که به اتفاق چند تا از دوستانمان برگذار کردیم اول کار راحتی به نظر می آمد اما بعدا طوری شده بود که بعید به نظر می رسید سر بگیره اما بلاخره با زحمت زیاد و کمی خوشحالی و دلخوری دوستان و افراد غریبه  اونم به سر رسید بعدش اینکه مامانم آمد اینجا خیلی غیر مطرقبه بود کلی خوشحال شدم الان هم اوقات خوبی داریم حدود 11 سالی می شد که بیشتر از یک هفته با هم نبوده بودیم کلی از خصوصیاتش یادم رفته بود (خیلی بده نه) الان فرصت خوبیه تا تمام آن سالهای دوری را برای هم تعریف کنیم خیلی دوست دارم در مورد آدمهای که توی زندگی گذشته ما بودند و من حتی اسمشان را هم فراموش کرده ام بدانم  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

وقتی احساس می کنم توی دنیای بیرون گروهی هستند که قسمتی از ذهن و قلب من را اشغال کرده اند حالت غریبی به من دست می دهد زمزمه آهنگها زیباتر می شود تپش قلبم هم تندتر ..

 

نمی دانم کدام فراق است که نوحه تنهای در گوشم نجوا می کند و کی وصل حاصل می گردد....

 

عمیق ترین غربت زمانی است که کسی را دوست داری و کاملا او را می شناسی در حالی که او نه حتی یک بار تو را دیده است و نه می داند که چنین علاقه ای وجود دارد .....

 

تکرار بسیار ویران کننده است تنها یک حربه می تواند اثر تکرار را کم کند و آن مانع شدن ذهن از قضاوت است ....

 

گستگی زمانی شروع به رشد می کند که اولین نیت بد که از ذهن می گذرد را جدی بگیری و آن را پرورش دهی .....

 

همیشه برگترین قمسمتهای احساسی زندگی خود را مخفی نگاه می داریم زیرا تنها کسی می تواند آن را باور کند که درست پا بپای تو در همه جا حضور داشته بوده و باشد .....

 

تنها برای فرار از غمهای خود به غمهای دیگران می خندیم ....

 

کاش او بود و در کنارم می نشست و من تا ابد در کنارش بودم ... اما این او کیست ....

 

زمانی پی خواهی برد که با تمام وجود دوستشان داری که زخم تنهائیت عمیقتر گردد ....

 

انسان مطلاقا بی آزار انسانی است که نه می بیند , نه حرف می زند , نه حس می کند , نه می شنود , نه حرکت می کند , نه می بوید , نه می شناسد و نه احتیاج به کسی دارد ... هر عملی هر چند کوچک باز به گروهی زیان می رساند تنها فکر پاک است که خالصانه حقیقت دارد ...

 

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
ابوذر

همیشه برگترین قمسمتهای احساسی زندگی خود را مخفی نگاه می داریم زیرا تنها کسی می تواند آن را باور کند که درست پا بپای تو در همه جا حضور داشته بوده و باشد...ظريفی گفته آدمها احساس تنهايی می کنند چون کسی را ندارند که خصوصی ترين احساساتشان را برای او بيان کنند

shamim

doroste hame ie joori az tanhaie ranj mibarim vali in tanhaie bazi vaghta kheili ghashange va arzesh dare chon be kheili az chizha miresim.shad bashi

الهه

سلام مرسی که به من سر زدی اين رنگ خيلی رنگه دلنشينيه.يه ضرب المثل ايرانی هست که می گه مشکی رنگه عشقه